خرید بک لینک
نویسندهها: میثم امیری، محسن باقری تنها چیزی که متولی ندارد، ایران است- سید جواد طباطبایی =======ابوطالب مظفری به «زبان فارسی» مطلبی در بنگاه خبرپراکنی بریتانیا سرهمبندی کرده است که همراه با اشکالهای پرشمار ویرایشی و غیر ویرایشی، کینهای ضد امنیت ملی را در خود میپروراند. متنی گیجنما که همزمان که از رهبر تعریف میکند، میکوشد پنجه به صورت ایرانی بکشد که امنیت جان ناسپاس او را در بیش از سه دهه اخیر تأمین کرده است. همان لحظه که مثلا مردم را تحویل میگیرد، با ترسولرز به جمهوری اسلامی متلک میاندازد و برای آن که اظهار لحیهای کرده باشد، تلاش میکند ایران و ایرانی و جمهوری اسلامی و رهبر و حتی افغانستان را به حراج بگذارد. نویسنده در بند اول مینویسد که انتخاب محمد کاظم کاظمی «به عنوان» دبیر جشنواره شعر فجر «انتخابی شگفتآور» است؛ لابد شگفتآور برای ما عقبافتادهها. چون مینویسد «شاید در جهان اول اتفاق مهمی تلقی نشود.» بد نیست او از جهان اول مثال بیاورد تا روشن شود آیا انتخاب دبیر از کشوری دیگر در جایزهای دولتی امری طبیعی است یا نه. با این حال، دکتر محمد سرور مولایی در سالهای ق

برچسب: نویسنده: نیما یزدانی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 15:23

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: نیما یزدانی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 15:23

امروز شاعرانی در تالار نیایش شهر شوش شعر میخوانند؛ به اسم شعر فجر. فقط در ده کیلومتری یادمان شهدای فتحالمبین. حتما کاروان، کرخه زیبا را رد خواهد کرد و به یادمان سرخواهد زد و اگر دوست داشته باشد و مجال، حتما به سایتها سر خواهد زد و دشت عباس و شرهانی و حتی فکّه؛ قتلگاه مرتضی آوینی. دور نیست که در همین موقفها شعر بخواند و همزمان که مهمان باد کرخه و ریزگردِ آن دشت مظلوم اما پرافتخار است، یاد مردانی را گرامی دارد که از خانهمان محافظت کردند و خانهاش. این تنها محفل شعر فجر بود که دوست داشتم پادوی کاروان باشم. وقتی ایدۀ ارتفاعات قلاویزان در مهرانِ ایران مطرح شد، پیشدستی کردم و گفتم من این کار را برعهده میگیرم. کار نگرفت. نمیخواستند پای ارشاد وسط باشد و انگار ما هم ارشاد ایالات متحدهایم و نمیدانیم خانه کجاست و شهید کیست و قلاویزان یعنی چه. حالا هم که جور شد، شعرخوانی در سالنی در شهر شوش به دست آمد که جنس صندلیهای و میکرفون و صحنهاش چندان فرقی با تالار جلال خودمان در خیابان سنایی بنیاد ندارد. این هم مسألهای نیست؛ چون شاعران میبینند جاهایی را که باید ببینند. آنچه درد دارد حتی ا

برچسب: نویسنده: نیما یزدانی تاريخ: جمعه 13 اسفند 1395 ساعت: 15:23

صفحه بندی